ایسلایسل، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

ناز بالام

روز مادر

سلام مامانی بابایی امروز مارو برد کافی شاپ شاهگلی خیلی منظره خوبی داشت حسابی بهمون خوش گذشت یه شام خوشمزه خوردیم بابایی اون شب چیزی به من نداد فردای اون روز منو سورپرایز کرد و یه دستبند و گل سینه نقره برام کادو داد دست بابایی درد نکنه خیلی دوست داریم عکس نداشتم چند تا عکس بدون ربط مربوط به همون روز گذاشتم فدای دندونات بشم که الان 10 تا دندون داری دندونای اسیات بد جوری اذیتت می کنن حسابی وزن کم کردی راستی این سه چرخه رو هم بابایی برای تولدت خرید ...
11 ارديبهشت 1392

اولین قدم های ایسل و تولد مامانی

عزیزم روز تولد مامانی بهترین هدیه روزی زمین رو به من دادی با قدمهای نازت اومدی بغل مامانی بابایی برام دو تا روسری ابریشم خریده بود مامان جون و بابا جون و دایی پول داده بودن خاله جون هم یه پیراهن خوشگل خریده بود دست همگی درد نکنه دوستون دارم
5 ارديبهشت 1392

تولد 1 سالگی ایسل جون

راستش با بابایی تصمیم گرفتیم امسال تولد خانوادگی بگیریم خیلی شب خوبی بود انشالله همیشه شاد و سلامت باشی  و این هم نگاه معنی دار ایسل و این هم نمایی از کیک و میوه و این هم کادو ها مامان جون و باباجون یه پلاک طلا خریده بودن عمو و دایی پول داده بودن   ...
17 فروردين 1392

مسافرت های عید 92

مامانی امسال عید ماکو عروسی دعوت بودیم رفتیم اونجا ، خیلی به همه مون خوش گذشت. بعد هم رفتیم آستارا و سرعین.اونجا هم خیلی خوب بود. 13 بدر رو هم رفته بودیم هربی عزیزم عکس ها زیاد خوب نبود ،چیری برات نذاشتم     ...
13 فروردين 1392

اولین عید ایسل

عزیزم امسال اولین عیدت بود،انشالله صد ساله بشی. سبزه های امسالمون سه نفره هست. فدات بشم .خیلی دوست دارم عسل زندگیم. ...
1 فروردين 1392

اولین چهارشنبه سوری

سلام  عزیز دل مامان یک سال با تمام خوب و بد هاش گذشت،خدا رو شکر سال خوبی بود. چند وقتیه سرم خیلی شلوغه. مامان اینا اسباب کشی کردن خونه خودشون به سلامتی. من و تو هم رفتیم کمک اونجا .فقط یه کم هوا سرد بود بد جوری سرما خوردی،از اونجا که برگشتیم نصف شب دیدم تب کردی،خدا خیلی رحم کرد ،بابا زودی برد حموم و پاشویه کرد و تبت کمی پایین اومد ،فردا بردیم دکتر. به خاطر همین چهارشنبه سوری خونه بودیم.  
22 اسفند 1391

سومین مروارید ایسل

عزیزم امروز رفته بودیم خونه خاله رحیمه اینا اونجا یک دفعه دیدم گریه کردی رفتم دیدم دهانت پر خونه خیلی ترسیدم مامانی،بعد تمیز کردن دیدم مروارید سوم دیده شد اره این افتادن و به میز خوردن سبب شد دندونت بیاد بیرون آخه خیلی وقت بود لثه هات تورم داشت ولی از دندونت خبری نبود خدارو شکر ختم به خیر شد تازه درست بعد یک هفته دندون بعدی هم اومد بیرون حالا شدی موش موشی مامان
1 اسفند 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ناز بالام می باشد